محمد بن ابى الفضل المفتي ( حميد مفتى )

44

قاموس البحرين ( فارسي )

معقولى است كه مخالف اين اصول نبود . و موضوع علم كلام ذات الله تعالى است من حيث هى و ذات ممكنات از جهت آنكه در ربقه حاجت به الله تعالى است . زيرا كه موضوع هر علمى چيزى است كه بحث كرده شود در آن علم ، از اعراض ذاتيه آن چيز ؛ يعنى از اوصافى كه منشأ آن ذات است . و بحث در علم كلام از احوال اين دو ذات است . پس آن هر دو ذات ، موضوع علم كلام بود . سؤال : اگر موضوع علم متعدد باشد ، لازم است كه آن متعدد به واحد بازگردد . فيما نحن فيه ذات الله تعالى من حيث هى و ذات ممكنات از اين جهت كه در ربقه احتياج به الله تعالى است ، به كدام چيز بازمىگردد ؟ جواب : اين هر دو ذات به موجود بازمىگردد و آن شيء واحد است . و استمداد « 1 » علم كلام از عربيّت است . زيرا كه اكثر اصول اين علم چنان كه كتاب و سنت و اجماع عربى است . و فايده اين علم معرفت ذات و صفات الله تعالى و معرفت ساير اعتقادات است « 2 » . فصل دوم در بيان مدارج علم كلام و منع اطلاق طعن كه در باب اين علم منقول است ، و ذكر وجه تسميه بدان كه احكام شرع بعضى متعلق به كيفيت عمل است و اين احكام را احكام فرعى و عملى خوانند ؛ و بعضى متعلّق به اعتقادات ، و اين احكام را احكام اصلى و اعتقادى گويند . و علمى كه متعلق به احكام فرعى و عملى است ، آن را « علم شرايع و احكام » خوانند . و علمى كه متعلق به احكام اصلى و اعتقادى است ، آن را « علم توحيد و

--> ( 1 ) . ش : المراد من الاستمداد المستمدّ منه . ( 2 ) . همان‌طور كه گذشت بخش مهم علم كلام اختصاص به دفع شبهات دارد ، از اين رو يكى از باارزش‌ترين فوايد و ره‌آوردهاى علم كلام دفع تشكيكات و تشييد و تحكيم عقائد دينى و ايمان مذهبى است .